1
استادیار گروه حقوق ، مجتمع آموزش عالی گناباد ، گناباد ، ایران
2
استادیار گروه حقوق، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
10.22034/thdad.2026.2104598.3311
چکیده
گسترش روزافزون هوش مصنوعی در نظامهای قضایی، از ارزیابی ریسک و پیشبینی نتایج دعاوی تا تحلیل ادله و پشتیبانی از تصمیمگیری قضات، ظرفیت قابلتوجهی برای افزایش سرعت، دقت و کارآمدی فرایند دادرسی ایجاد کرده است؛ با این حال، استفاده از الگوریتمها پرسشهای بنیادینی درباره عدالت رویهای، بیطرفی قضایی و حق اشخاص برای آگاهی و اعتراض به مبنای تصمیمات قضایی مطرح میکند. مسئله اساسی آن است که الگوریتمها ممکن است، حتی بدون قصد تبعیض، سوگیریهای موجود در دادههای تاریخی را بازتولید یا تشدید کنند و در نتیجه، اصل برابری اصحاب دعوا و بیطرفی مرجع قضایی را تحت تأثیر قرار دهند. از سوی دیگر، پیچیدگی فنی و ماهیت گاه «جعبهسیاه» برخی سامانههای هوش مصنوعی، امکان فهم، ارزیابی و نظارت بر منطق تصمیمگیری الگوریتمی را محدود میکند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی ـ حقوقی، نسبت میان بهرهگیری از هوش مصنوعی و الزامات عدالت رویهای را بررسی کرده و بر ضرورت ایجاد توازن میان کارآمدی فناورانه و تضمین حقوق بنیادین دادرسی تأکید دارد. یافتهها نشان میدهد که شفافیت الگوریتمی، قابلیت توضیحپذیری تصمیمات، امکان حسابرسی مستقل، نظارت انسانی مؤثر و پیشبینی سازوکارهای اعتراض به تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی، از مهمترین الزامات حفظ بیطرفی و مشروعیت قضایی در عصر دیجیتال است. بر این اساس، پذیرش هوش مصنوعی در نظام قضایی نه صرفاً مستلزم توسعه فناوری، بلکه نیازمند طراحی چارچوبهای حقوقی و اخلاقی برای تضمین پاسخگویی، عدم تبعیض و صیانت از حقوق دادرسی عادلانه است.